ای گوشواره بر گوش هر دم به بندگی کوش از آن شراب عشقش نوشا دمادم بنوش ای ساحل خشکیده دریا به تو روی آورده ای شام سیه چرده آن مه بهر تو نور آورده دستی کشیده شد به رویت ، معشوق شده به جستجویت هم صحبت ماهی و نکویی ، در روی زمین بهر چه جویی افسوس به حال… بیشتر »
آخرین نظرات