نوریزدان
در بهاری سبز با دلی پرغم نشست
حسرتی سرد بر دلم
ای خدایم ، بهترین ، خالقم ، زیباترین
نور یزدان را رسان ، مهدی صاحب زمان
تا به کی حسرت خدایا ، سستی و غفلت اله
تا به کی گوییم باز، منجی ما در کجاست
تا به کی نالیم باز، رأفتی کن چاره ساز
تا به کی این سیل اشک جاری از هر دیده است
تا به کی این پایگاه خالی از رهبر بود
تا به کی این دارغم بی وجود پادشاست
با کدامین ناله ی شبگیر بازآیی بهار
هجر روی تو ببرد از ما قرار ای گلعذار
با وجود تو گلستان است خزان
منجی ما ، خسروا ، شاه جهان
آخرین نظرات