آسمان دلش گرفته بود بغضش ترکید ، رحمت بیکران دوست بر سر زمینیان فرود می آمد ثریا از پشت شیشه نظاره گر قطره های باران بود که همچون درّ گرانبها بر زمین فرود می آمد غرق در افکار خویش بود ، خاطرات گذشته بسان آلبومی بی انتها در پیش چشمانش ورق می خورد… بیشتر »
آخرین نظرات